تصویر را ببند
وبلاگ سبحان عباسپور
منو اصلی
موضوعات
پیوندها
نظرسنجی
به نظر شما چه كسانی ميتوانند درباره مسائل سياسی اظهار نظر كنند؟
همه افراد جامعه
افراد بامطالعه و تحصيل كرده
كارشناسان علوم سياسی
اكثر جوانان و نوجوانان
آمار


بازديد هاي امروز : 1
بازديد هاي ديروز : 4
بازديد هاي این ماه : 2
كل مطالب : 13
كل بازديد ها : 2072
ايجاد صفحه : 0.34375 ثانیه

     انتقال به بلاگ اسكای

ما شانس نداريم هر جا ميريم بلا سر وبلاگمون مياد

ای بابا اولين باری كه وبلاگ زدم آبان ماه سال 85 بود تو بلاگفا اندكی گذشت و ما حرفه ای شديم ديديم بلاگفا خيلی محدوديت داره و دست و پاگيره چندتا از دوستام از جمله مصطفی كه وبلاگ تفريحی داشت بهم پيشنهاد داد بيام ميهن بلاگ منم تو ميهن بلاگ چندين وبلاگ درست كردم كه اوليش سبحان بلاگ بود بعدش هم ادبيات و احمدی نژاد و روزنوشته ها ...

بعد از مدتی ديدم ميهن بلاگ هم عليرغم امكانات فوق العاده اش خيلی قطعی و نقصان داره واسه همين گفتم بيام تو سرويس دوست و برادر بزرگتر و عزيزم مهندس پشتكوهی كه ماشاء الله مشكلات اين سرويس لاينحل و غيرقابل جبرانه دفعه قبل يه مقاله سياسی توپ از خودم نوشتم كه فكر كنم در عمرم تنها مقاله ای بود كه با استقلال فكر نوشتم كه بسيار جالب شده بود اين سرور ايران بلاگ پريدش و پست ما حذف شد ديشب تاحال هم ميبينم 4 5 پست آخرم نيست . مثل اينكه بايد از اينجا هم كوچ كنيم . اين بار بلاگ اسكای

بلاگفا > ميهن بلاگ > ايران بلاگ > بلاگ اسكای ... ادامه دارد Undecided

http://sobhan71.blogsky.com


      | بخش : عمومی | نويسنده : مدیر وبلاگ | لینک ثابت | 

     10 سال بعد

28 تير 1398 / تهران خيابان آزادی

دارم از دانشگاه تهران كلاس كارشناسی ارشد برميگردم خوابگاه تو راه پوريا رو ميبينم .

سبحان : آقای سرهنگ پور ؟

پوريا : ببخشيد شما؟

سبحان : اِ پوريا تويی؟ چقدر بزرگ شدی؟

پوريا : سبحان تويی؟؟ تو چقدر لاغر شدی

- كجايی؟ تو آسمونا دنبالت ميگشتم تو خيابون آزادی پيدات كردم !

- تو دانشكده علوم سياسی دانشگاه تهران

- جدی ميگی؟ چه خوب. منم تو دانشكده علوم انسانی دانشگاه تهران روان شناسی ميخونم . چه خبر؟

- هيچی امشب با رحيم پور ازغدی ميريم استخر . فردا هم با احمدی نژاد قرار دارم ! پس فردا هم ميرم پيش رئيس مجلس چشم انداز 1504 با هم بنويسيم .

- اه ! گفتی احمدی نژاد ! يادته 10 سال پيش تو ستاد پشت كنكوريها ! چه دورانی داشتيم

 

29 تير 98 / تهران خيابان انقلاب

تو راه مانی رو ميبينم ! اولش نميشناسم بعدش به دلايلی ... !! ميفهمم

- سلام مانی چطوری؟

- [با نيشخند هميشگی] سلام . خوبی؟

- خوبم . تو كجا اينجا كجا؟

- بودم خانه هنر

- ببينم تهران كامبياسو نداره؟

- نه اون كانون امام بابل بود كامبياسو داشت اينجا باكلاسه . تو تهران بايد دنبال مليجی گشت بله ديگه!!

- گوشيت هنوز سونی اريكسونه؟

- آره R43700i رمش 52 گيگه دوربينشم 50.5 هست . اسميه ! ديشب از جی اس ام گرفتم

 

30 تير 98 / روبروی حرم حضرت معصومه

دارم ميرم حرم يهو از فيضيه يكی مياد بيرون

- اِ آقای رمضان نيا؟ خودتی؟ سلام عزيزم چطوری؟

- دستتو بكش ! اولا عزيز خودتی اين دو .

- چه خبرا؟ فيضيه درس ميخونی؟

- آره حاج آقا فاضلو اوردم قم همينجا موندم پيشش

- به به ! راستی سيد حسن نصرالله خوبه؟

- فعلا خبری ازش ندارم .

 

31 تير 98 / صبح جمعه شهرستان بابل

- سلام اشكان خوبی؟

- به سلااااااااااااام ! سبحان خوبی؟

- خيلی ممنون كجا بودی؟

- بودم « صبح جمعه » گل هم زدم

- چجوری زدی؟

- يكيو چيپ زدم يكي ديگه استپ سينه كردم زدم عموی pk هم منو مرد اخلاق انتخاب كرد .

- ايول ديگه چه خبر؟ محمد عرفان خوبه؟

- آره بچه اش 10 سالشه فاطمه !

- چقدر بزرگ شد ! يادته 10 سال پيش تو هيئت بهش تبريك گفتی خجالت كشيد !

- يادش بخير .

 

 

 


      نظرات 4 | بخش : خاطرات | نويسنده : مدیر وبلاگ | لینک ثابت | 

     لغات جديد انگليسی كه تازه ياد گرفتم

ارباب رجوع : Client

ارتجاعی : Elasticity

ارتجالا : Extemporaneously

ارتعاش : Trembling

ارجمند : Honourable

ارز : Cedar

ارزن : Millet

ارزيابی : Assessment

خودخواه ، از خود راضی : Selfish

اسارت : Captivity

اسب سواری : Horsemanship

ارث : Inheritance

اخمو : Frowning

اخلال : Disorder , Spoiling

اخلاقی : Ethical , Moral

اخراج : Send out , Expulsion

اُخروی : Otherworldly

اختصار : Brevity

اختلاس : Embezzlement



      نظرات 1 | بخش : خاطرات | نويسنده : مدیر وبلاگ | لینک ثابت | 

     چند كتاب از حكما و فلاسفه منطق

ارغنون -- مجموعه آثار منطقی ارسطو كه بعدها به اين نام ناميده شد ، در اين كتاب ارسوط در رساله ای مستقل به رد ادعاهای سفسطائيان می پردازد و انواع حيله گری های آنها را در جدل و سفسطه نمايان ميكند

شفا - كتابی از ابن سينا كه به مراتب غنی تر و حجيم تر از حجم ارغنون ارسطو

 

دليل : توضيح آنكه با گذشت زمان پس از دوره ارسطو به دليل گسترش فن منطق و ترجمه آثار منطقی در قرن 2 هجری به زبان عربی حكما و فلاسفه به تنظيم و تبويب قوانين منطقی پرداختند و به شرح و بسط و تفصيل آن پرداختند و باشور و حرارت و ژرف نگری و دقت نظر مبانی آن را توسعه بخشيدند . لذا حجم منطق شفای ابن سينا در مقابل ارغنون ارسطو به مراتب بيشتر و از لحاظ كيفی غنی تر است .

 

ساير كتب :

1- شرح شمسيه و شرح مطالع - قطب الدين رازی

2- منطق منظومه - ملاهادی سبزواری

3- التنقيح - صدرالمتألّهين

4- تهذيب المنطق - تفتازانی

5- الملخّص - فخر رازی

6- اساس الاقتباس - خواجه نصير الدين توسی

7- حاشيه بر تهذيب المنطق - ملا عبدالله يزدی

 

قطب الدين رازی با فخر رازی اشتباه نشود .


      | بخش : درسی | نويسنده : مدیر وبلاگ | لینک ثابت | 

     گریه کن گریه قشنگه

گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروبه مرهم این راه دوره
سر بده آواز هق‎هق خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه گریه کن گریه قشنگه
بزا پروانه احساس دلتو بغل بگیره
بغض کهنه‎رو رها کن تا دلت نفس بگیره
نکنه تنها بمونی دل به غصه‎ها بدوزی
تو بشی مثل ستاره تو دل شبا بسوزی
گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروبه مرهم این راه دوره
سر بده آواز هق‎هق خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه گریه کن گریه قشنگه
قشنگه قشنگه



     (نظر بدهید.) | بخش : خاطرات | نويسنده :  | لینک ثابت | 

     يار دبستانيه من

یار خیابانی من/// با من وهم رأی منی /// در زیر باتوم و چماق /// یاور و همراه منی /// گم شده رأی من و تو /// تو انتخابات سیاه /// دشمن خاشاک و خسند /// بسیج و ناجا و سپاه /// زنجیر و چاقو می کنه /// صورت و زخمی وکبود /// چشم داره عادت میکنه /// به گاز اشک آور و دود /// رأی من و تو نتونست /// زنجیر ها رو پاره کنه /// مشت گره کرده ما /// میهن آزاد می کنه /// یار خیابانی من /// با من و هم رأی منی /// در زیر باتوم و چماق /// یاور و همراه منی /// رسانه ی ملی ما /// کذب تموم خبرهاش /// دروغ و نیرنگ و فریب /// حرف تموم مجری هاش /// صورت زشت دیکتاتور /// سانسور و وحشت و ترور /// دولت تزویر و فساد /// محمود احمدی نژاد

 

اينو تو يك وبلاگ ديدم 5 دقيقه داشتم ميخنديدم . بعضيا واقعا LowIQ هستند ادم دلش ميسوزه

بجای شاعری بريد بچيزيد زير دامن موسوی


      نظرات 3 | بخش : سياسی | نويسنده :  | لینک ثابت | 

     به چشمان طرف مقابلتان نگاه كنيد

يكی از راه های تأثيرگذاری بر روی افراد و ايجاد جاذبه نگاه كردن به چهره و به خصوص چشم افراد است . اگر شخصيت و كردار افراد مختلف را زير نظر بگيريم درمی يابيم كه افراد برون گرا ، بشاش و گشاده رو ، انسان های با اعتماد به نفس و ... معمولا در حين صحبت كردن به چهره افراد بسيار نگاه می كنند گويی می خواهند كلام خود را در جان طرف مقابلشان تزريق كنند.

در مقايسه با اين حالت افراد مضطرب ، عصبانی يا فاقد اعتماد به نفس معمولا در معاشرت با دوستان ، پدر و مادر و ... به هرچيزی غير از فرد می نگرند . اين افراد گاهی اوقات به ساعت خود نگاهی می اندازند گاهی اوقات به لباس خود و طر مقابل می نگرند و يا به يك نقطه روی زمين خيره می شوند ( اين ها در حالی است كه در حال شنيدن سخن طرف مقابل هستند ) و حتی در اين مواقع با انگشتان خود بازی می كنند و ... در اين حال نبايد انتظار داشت كه فرد بتواند كلام خود را به طرف مقابل به خوبی انتقال دهد و تأثيرگذاری مثبتی داشته باشد .

ما اگر در حين صحبت كردن به چهره طرف مقابل نگاه كنيم ( چه بهتر كه نگاه نرم و مهربانانه ) فرد احساس ميكند ما از سر دانايی ، دلسوزی ، تجربه ، اعتماد به نفس ، عطوفت و ... حرف ميزنيم و لذا حرف ما را می پذيرد .

البته بايد توجه كنيم كه هيچگاه به فرد خيره نشويم ( به اين بهانه كه خود را با اعتماد به نفس نشان دهيم )  . اين باعث می شود طرف مقابل به ضعف شما پی ببرد و در صدد چيره كردن خود بر شما باشد چون میفهمد كه شما از آرامش لازم برخوردار نيستيد .

در مناظره ها ، مكالمه های رو در رو ، تدريس و ... اين تكنيك برای القای مطالب بسيار مفيد و كارساز است .

نويسنده : سبحان عباسپور


      نظرات 2 | بخش : روان شناسی | نويسنده :  | لینک ثابت | 

     هوای نفس و اصولگرايی در تعادل

يكی از راه های موفقيت به عقيده نگارنده تعادل در بها دادن به هوای نفس و اصولگرايی است .
البته منظور از هوای نفس آن مفهوم منفی و شيطانی نيست ، بلكه منظور خواست نفس درون انسان برای آسودگی مادی است .

خيلی از اوقات قصد ما بر اين است كه در ابعاد گوناگون ( قانون ، درس خواندن ، عبادت و ... ) پای بند به اصول باشيم و اين مسئله تا زمانی خوب است و عمل تحسين آميزی به حساب می آيد كه انسان بدان اعتقاد داشته باشد . فرضا ما قصد داريم از ساعت 10 الی 11 شب درس خاصی را مطالعه كنيم اگر در ساعت 10:50 احساس خستگی كنيم طبعا دستوری كه از مغز صادر می شود آن است كه بايد استراحت كنيم ، اما در برنامه قرار بود تا ساعت 11 مطالعه كنيم . افراد پای بند به اصول در چنين شرايطی بر خود فشار می آورند كه حتما بايد تا ساعت 11 بخوانم و اگر نخوانم ممكن است از دوستانم عقب بمانم . خب در اين شرايط اصلا انسان توانايی درك مطلب را ندارند . هم از لحاظ جسمی خسته است
( چشم ، سيستم عصبی ، تنفسی ، گردش خون ، گوارش و ... ) هم از لحاظ ذهنی ( می دانيم كه آنچه در ذهن می گذرد روحيه ما را می سازد ) .
پس يك فرد اصولگرا در اين 10 دقيقه نمی تواند شاهكاری بكند مگر آنكه دچار افت روحی و جسمی می شود و همين اضطراب و كسالت باعث می شود در ساعات بعدی درسی بازدهی لازم را ندارد و اين قضيه برای ساير ابعاد زندگی انسان نيز صادق است .
در طرف ديگر اگر فردی تنها به تقاضای هوای نفس خود گوش فرادهد دچار مشكلات آتی می شود . فرض كنيد يك مسلمان اعتقاد ذاتی اش آن است كه بايد نماز بخواند و چه بهتر كه نماز اول وقت باشد . چنين فردی اگر عمدا نماز خود را به تأخير بياندازد هر لحظه كه از زمان نمازش می گذرد احساس پشيمانی و تزلزل و شكست نفس می كند . اما چرا با اينكه اين حالات پيش می آيد چنين فردی در نوبت های ديگر باز بی توجهی می كند ؟
زيرا اين پريشانی های روحی در « ناخودآگاه » رخ می دهد در حالی كه فرد به ظاهر می پندارد كه به خود استراحت داده است .

نتيجه ای كه از مقايسه ی اين دو بازوی كِشنده ( اصول - هوای نفس ) می گيريم آن است بايد حتما بين اين دو قوه تعادل برقرار شود و اگر يكی بر ديگری پيشی گيرد انسان دچار اختلال می شود .

نام های آشناتر اين دو بازو را می توان نهاد : عقل/روح - احساسات/منطق - فلسفه/عرفان - قلب/مغز

نويسنده : سبحان عباسپور


      نظرات 1 | بخش : روان شناسی | نويسنده :  | لینک ثابت | 

     مراسم اعتكاف

مرجع تصاوير دكتر احمدي نژاد | www.Ahmadinejad_Pictures.Mihanblog.com

دارم ميرم اعتكاف واسه سه روز دعاگوی شما و آرزوهای زيباتون هستم .

 


      نظرات 3 | بخش : خاطرات | نويسنده :  | لینک ثابت | 

     تعادل در فكر و عمل

خيلی از اوقات ما برای خودمون كلی برنامه ريزی می كنيم و تصميم ميگيريم كه كار خاصی رو انجام بديم . و برای فكرمون خيلی ارزش و اهميت قائليم به طوريكه بيش از حتی كاری كه قراره انجام بديم فقط فكر ميكنيم كه چطوری انجامش بديم !

در طرف  مقابل هم گاهی اوقات بدون فكر و نقشه تصميم به انجام كاری دست می زنيم كه بعدا از اين عمل شتابزده خودمون پشيمون ميشيم .

مثال برای حالت اول :

قصد داريم يكی از دروس رو مطالعه كنيم . بر روی كاغذ زمان بندی ميكنيم ، تو ذهنمون بارها برنامه ای كه نوشتيم رو مرور ميكنيم ، سعی ميكنيم مقدمات درس خوندن رو تو اتاقمون آماده كنيم ، به خودمون آرامش ميديم تا آمادگی روحی بيشتری برای درس خوندن داشته باشيم اما انقدر اين پيش نيازهای ما ادامه پيدا ميكنه كه از اصل كار عقب ميمونيم.

در اين حالت بايد بلافاصله كار رو شروع كنيم و جلوی بريزو بپاش های ذهنی رو بگيريم تا برای شروع كار مزاحمت فكری نداشته باشيم .

مثال برای حالت دوم :

به ما گفته ميشه اتاقمون رو تميز كنيم بلافاصله ابزار شوينده رو ورميداريم و از يكجا شروع ميكنيم به گردگيری اما وسط كار ميبينيم كه از اول اشتباه شروع كرديم در بسياری موارد در چنين موقعيت هايی انسان نه راه پس داره نه پيش .

 

راه حل كلی : بهترين تكنيك برای انجام يك عمل سنجيده و حساب شده اينه كه تعادل در فكر و عمل داشته باشيم :

فكر و تصميم گيری و مقدمه چينی به اندازه
انجام كار اصلی در زمان خود و به طرز صحيح


     (نظر بدهید.) | بخش : روان شناسی | نويسنده :  | لینک ثابت | 

     سایر صفحات وبلاگ

1 2
منو کاربری




: نام 
: ايميل
اضافه    حذف
آرشیو
صفحات وبلاگ
1 2
نویسندگان
گفتمان
کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز می باشد